خرید بک لینک
این روزها در برخورد با آدم های مختلف چیزی که قبل از هرچیزی ذهنم به دنبال کشفشه حس همدلی طرف مقابله. و چقدر که این خصوصیت میتونه خوب باشه.متوجه شدم که هر کسی یه سطح مشخصی از این حس همدلی داره. از بعضیا هم اینقدر کمه که حتی میشه گفت ندارن. وقتی طرف با معیارهای خودش و با هرسطحی از آگاهی که داره طرف دیگه رو قضاوت میکنه بدون اینکه برای لحظه ای خودشو جای طرف مقابل بزاره و وضعیتش رو درک کنه .. این برام سخته. ولی چه میشه کرد... باید پذیرفت تفاوت آدم ها رو، سطح درک و شعور آدمها رو... و گاهی تحمل کرد.فکر

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

آدمـــکـــ حذف یک دوست قدیمی گذر زمان و در خلال اون اتفاقاتی که آدم تجربه میکنه باعث میشه که نگاهت به خیلی از مسائل عوض بشه. سالها قبل با شخصی آشنا شدم که ابتدا مشتریم بود و بعد از اون با اشتراکات فکری که داشتیم دوستان خیلی صمیمی شدیم. مدتی بود که بیشتر از هر کسی با هم وقت میگذروندیم و برنامه مشترکی داشتیم که بتونیم ورژن بهتری از خودمون بسازیم.هر روز یکی دو ساعت رو خارج از شهر میگذروندیم.. با نوشتن و حرف زدن در مورد

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

یک هفته از رژیم قند و کافئینم میگذره. طی همین چند روز آثارش رو بوضوح دارم احساس میکنم. انگار که دنیا رو بهتر میبینم. منی که تا هفته قبل هر روز دو نوبت قهوه میخوردم حالا دارم بخودم میگم وای... چقدر الکی خودمو وابسته کرده بودم. خب طبیعیه، وقتی بی حوصله میشی، بی انرژی میشی و حتی کوچکترین کارها برا آدم مثل کوه کندن میشه خب یه فنجون قهوه واقعا آدم رو سرحال میکنه. اما بعد از آغاز رژیم و حدود 2 روز که سردرد و بی حوصله و بی انرژی بودم حالا به جرات میتونم بگم نسبت به قبل انرژی بیشتری دارم. و این انرژی پ

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

یک سال و نیم قبل کتاب عادتهای اتمی رو خوندم، البته قبلش هم خونده بودم،.. اما برای بار دوم تصمیم گرفتم این کتاب رو جزئی از زندگیم کنم و تا وقتی مطالب کتاب رو عملی نکردم سراغ مطالعه کتاب دیگه ای نرم.برنامه ساخت عادت ها رو شروع کار کردم، مطابق دستورالعمل های کتاب. یکی دو ماه طول کشید، این مدت برام حالت پایلوت داشت و با آزمون و خطا بعضی از عادتها حذف و بعضی هم تغییر کردن. یه مدت بعد یه اپلیکیشن تازه کار تو استور گوگل پیدا کردم از یه ایرانی ، اپلیکیشنی برای ترکینگ عادتها که البته فوق العاده بود و بد

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

حسش نیست... حوصله شو ندارم،... ولش کن بعدا انجامش میدم... باشه شب!این "حسش نیست" بزرگترین چالشی بود که در روزهای گذشته باهاش کلنجار می رفتم. هروقت ذهنم یاری نمیکنه یا حس انجام کاری ندارم دفترچه مو برمیدارم و شروع کار میکنم به نوشتن. ولی بعضی وقتا بی حوصلگی به حدی زیاد میشد که حس نوشتنم نبود... حس هیچ کاری. و این هیچ کاری نکردن باعث میشد کمی عصبی بشم. این محور زمانی آزار دهنده بود که کارهای مهمی برای انجام دادن وجود داشت ولی کارهامو عقب مینداختم. اینجا با تمام وجودم جمله طلایی جیمز کلیر توی کتاب

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

امروز 27 مین روز از ابتدا مجدد روتینهای روزانه است. ضمن اینکه در این دور تازه چند مورد تازه اضافه شده و میره که 3 روز دیگه یک ماهش پر بشه. فکر میکنم یک سال طول کشید تا این موارد تثبیت بشن و برسن به مرحله خودکار سازی. به هر حال این ماه که تموم بشه ماه بعدی رو هم قراره پرقدرت آغاز کنم. کافیه مطابق ماه قبلی 7 ماه دیگه که از سال مونده رو ادامه بدم. اینجوری آخر سال هرکدوم از این 19 مورد میتونن خودشون نتایج فوق العاده ای داشته باشن. زندگی کوتاهه، مشکلات و چالش ها هم تمومی نداره. هیچ وقت نباید منتظر ب

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

بعضی روزها اصلا خوب پیش نمیرن. برنامه ها به هم میریزه. و یه حالتی پیش میاد که خیلی اتفاقات بد کنار هم قرار میگیرن. انگار یه اتحادی تشکیل میدن که بخوان دهن آدمو سرویس کنن.در زمان حاضر برای من از همین روزهاست و در حالی دارم مینویسم که سرم مثل چی داره درد میکنه. اصلا هم حس و حال اینو ندارم که تو نوشتن خیلی چیزا رو رعایت کنم و ممکنه هر چیزی خوب و بدی که از ذهنم رد میشه رو اینجا بنویسم. انگار به یک دفعه همه دستاوردهات گم میشن. هیچ نکته مثبتی نمیتونی پیدا کنی که حس خوبی بهت بده. کارها به هم میریزه. آ

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

حدود دو ماه قبل دوباره مطالعه زبان چینی رو آغاز کردم. بعد از حدود دو سال میتونم بگم هیچی یادم نمونده بود. ولی خب پیش زمینه ای که داشتم باعث شد با سرعتتر درسها رو بخونم. کتاب زون خوآ شامل 15 درس بود که تمومش کردم.البته باید کتاب رو حداقل دوبار دیگه بخونم ، بس که این تبیینات بیسیک زبان چینی مهمه. زبان چینی الفبا که نداره، اومدن یه سیستمی مانند فینگلیش خودمون براش درست کردن که بشه کاراکترها رو با حروف انگلیسی نوشت که تلفظ همین حروف هم خودش داستان داره. بعضی حروف هم دارن که نه در زبان فارسی که در ه

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

اولین ماه نیمه دوم سال یعنی مهر ماه تقریبا به نصفه رسیده. فکر می‌کنم این مدت یعنی این ۱۵ روز از مهر ماه خیلی سریع‌تر گذشت. نمی‌دونم خوشحال باشم یا ناراحت.. این وسط یه چیزی داره اذیتم می‌کنه، یه مشکلی که فکر می‌کنم همیشه داشتم. اینکه برای بعضی از کارا بیشتر وقت می‌ذارم و برای بعضی دیگه کمتر، همون چیزی که میگن افراط و تفریط! نمیگم اون کاری که براش وقت بیشتری می‌ذارم مهم نیست، اتفاقا خیلی هم مهمه ولی در شرایط فعلی اولویت نیست. الان که دارم اینو می‌نویسم نزدیک ۹ صبحه، و در روز جاری می‌خوام تمرکزمو

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

قانون دوم ترمودینامیک:آنتروپی یک سیستم بسته ، همیشه با گذر زمان بیشتر شدن پیدا می کند. خلاصه این قانون می گوید: هر سیستمی — از یک اتاق گرفته تا بدن انسان، طبیعت، جامعه یا حتی میز کار اگر به حال خودش رها شود، به‌مرور نامرتب‌تر، آشفته‌تر و فرسوده‌تر می‌شود.این روزها به این ایده رسیدم که تقریبا همه چیزهایی که در شرایط فعلی تجربه میکنیم حاصل انباشت و پس انداز کارهای کوچک و به ظاهر کم اهمیته ولی نوع همین کارهای کوچیک و به ظاهر کم اهمیت باعث شده که شرایط فعلی آدم های مختلف اینقدر متفاوت باشه. داستان

برچسب: نویسنده: پرنیا زارعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:48

صفحه بندی